کتابچه شخصی من، دفترچه یا چیزی شبیهش

کتابچه شخصی من، دفترچه یا چیزی شبیهش

اینجا چیزمیزهایی که از کتاب‌ها دوست دارم برای خودم سیو کنم می‌ذارم برای اهل خرد —کامنت بگذار ای خردمند!

فیدیبو در سالی که گذشت

لازم است تأکید کنم که 649 تعداد کتاب‌هایی که خوانده‌ام نیست. که روزی یک کتاب کاش وقت می‌کردم، اما نمی‌شود. تعداد کتاب‌هایی است که تورق کرده ام. احتمالا.

حافظ می‌خواندیم که «درین بازار اگر سودیست با درویش خرسند است» و بجای خرسندی و درویشی فقط فقرش را به زور چپاند توی زندگی‌مان.

علی‌ای‌حال خوبی فیدیبو اینست که سرویس اشتراکی انصافا خوبی دارد و خب اینکه مجبور نیستی 10 جلد کتابی که داری موازی می‌خوانی را در ماشین داشته باشی که توی صف بنزین دهنت سرویس نشود.

درد عادی شدن

یک دردی داریم در میان این مردم بنام عادی شدن. در نگاه اول عادی شدن خوب است. بالأخره اگر ترومای کودکی من یک روز برایم عادی نشود چگونه به زیستن خود ادامه دهم؟

اما خب سویه‌های بدی دارد این عادی شدن. تصور کنید عشق عادی شود.

اما من درباره هیچکدام نمی‌خواهم صحبت کنم. مسئله من عادی شدن یک سری مسئله است. یک سری ادعا و گزاره که در based on facts بودن آن شکی نیست.

فلج شقی: پستی حالت اجتماعی زنان / کاوه (۱۲۹۰)

فلج شقی: پستی حالت اجتماعی زنان / کاوه (۱۲۹۰)

من با کاوه از طریق کتاب نه‌ شرقی نه غربی جناب متین آشنا شدم. کتاب بسیار خوبی است و روشنگر بمعنای واقعی کلمه.

علی‌ای‌حال، چون با بحث پیشینم نامرتبط نیست، این مقاله از کاوه را در اختیارتان می‌گذارم. ببینیم چه می‌شود.

هرمنوتیک دین / برهنگی‌ها، جورجو آگامبن

پیامبران از همان سرآغاز و زودتر از آن‌چه انتظار می‌رفت، از تاریخ غرب محو شده‌اند. اگر حقیقت داشته باشد که دین یهود بدون شخصیت نبی قابل فهم نیست، و اگر اقوال و آثار پیامبرانه، به هر معنا، جایگاهی اساسی را در کتاب مقدس به خود اختصاص داده باشند، مسلماً این نیز حقیقت دارد که از همان آغاز و همواره، در یهودیت نیروهایی در کار بوده‌اند که قصد محدودسازی و تعیین چارچوب فعالیت و دورهٔ زمانی نبوت را داشته‌اند.

گر به سر می‌گردم از بیچارگی عیبم مکن

چون تو چوگان می‌زنی جرمی نباشد گوی را